صفحه اصلي > اخبار >  فرهنگی 
اخبار > برخورد ائمه با جریانات دنیاگریز؛ درس‏هایی برای امروز
 


  چاپ        ارسال به دوست

برخورد ائمه با جریانات دنیاگریز؛ درس‏هایی برای امروز

برخورد ائمه با جریانات دنیاگریز؛ درس‏هایی برای امروز

محمد مهدی تهرانی//
وقتی دین را سلیقه‏ ای معنا کنی، همین می‏شود؛ حتی به اهل‏بیت(ع) هم خرده می‏گرفتند! از همان نخست نسبت انسان دین‏مدار با دنیا و فعالیت اقتصادی مورد سؤال بود. پرسش این بود که چه میزان می‏توان از دنیا بهره جست. در این میانه دنیاپرستان مسیری می‏رفتند، زاهدان دنیاستیز مسیری و اهل بیت(ع) نیز مسیری دیگر. برخی غرق در دنیا می‏شدند و برخی دیگر زهد را بیکاری و عزلت‏نشینی معنا می‏کردند. اهل‏بیت(ع) اما راهشان هیچ‏یک از این دو راه نبود.
آن پرسشِ دیروز، امروز نیز همچنان به عنوان یکی از اصلی‏ترین مسائل ایران اسلامی در تعریف و تبیین سبک زندگی دینی مورد توجه است. اقتصاددانان اصلی‏ترین مسئله‏ی اقتصاد ایران را ضعف روحیه‏ی تولیدمحوری در کشور می‏دانند. وقتی تولید مهجور بود، کشور در مقابل دست‏اندازی‏های دشمن و تحریم‏ها آسیب‏پذیر می‏شود؛ وقتی فعالیت سازنده و صحیح اقتصادی ضدارزش تلقی شد، دست جامعه دینی مقابل بیگانگان دراز می‏شود و اینجاست که تعارضی روشن با یکی از اصلی‏ترین قواعد فقهی یعنی قاعده‏ی نفی سبیل پیش می‏آید. رهبرانقلاب بارها و بارها از تولید ملی و ضرورت اتکاء به توانمندی‏های داخلی به عنوان راه‏حل اصلی مشکلات کشور سخن گفته‏اند. در چنین جایگاهی از حیث فرهنگی نیز نگاه مردم به جای آنکه به توانمندی‏های خود باشد، به نگاهی از سر ضعف و ذلت و حقارت به آنچه قدرت‏های جهانی خوانده می‏شود، تبدیل می‏شود و اینها اتفاقا همان معضلاتی است که جامعه صدر اسلام نیز با آن مواجه بود و رسول مکرم اسلام و ائمه اطهار به شدت و با روشنی به مواجهه با آن برمی‏خواستند.
همان پیامبری که می‏فرمود:«عبادت 10 جزء دارد که 9 جزء آن در کسب حلال است» و تأکید می‏کرد:«کسی که در راه کسب روزی حلال برای خانواده‎اش بکوشد مانند مجاهد در راه خداست»، وقتی جمعى از مسلمانان سوگند خوردند با همسران خود آمیزش نكنند، روزه دائمى بگیرند و شب‏ها بیدار باشند، همه را در مسجد احضار كرد و فرمود:«من نكاح مى‏كنم و شب‏ها مى‏خوابم، هر كس از سنّت من پیروى نكند از من نیست.» قرآن از مسلمانان می‏خواست آنچه برایشان حلال شده، بر خود حرام نکنند:«يَأَيهَّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تحَرِّمُواْ طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَ لَا تَعْتَدُواْ إِنَّ اللَّهَ لَا يحِبُّ الْمُعْتَدِينَ.» پیامبر می‏فرمود:«خداوند بر ما رهبانیّت ننوشته است.» پیامبر تصریح می‏کرد:«رهبانیت امت من هجرت و جهاد و نماز و روزه و حج و عمره است.» رسول خدا(ص) می‏فرمود:«اعمل لدنیاك كأنّك تعیش أبدا و اعمل لآخرتك كأنّك تموت غدا.» یعنی كار دنیا را چنان بكن كه گویى در آن جاودان خواهى ماند، و كار براى آخرت آن‏چنان كه گویى مرگت فرداست.
آن روزها برخی مسلمانان نگاهشان به دشمن بود تا به برکت قرض گرفتن از یهودیان که وضع مالی خوبی داشتند، سودی نصیب خود کنند. اینجا بود که آیه 51 سوره مائده نازل شد که می‏فرمود:«يَأَيهَّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ الْيهُودَ وَ النَّصَارَى أَوْلِيَاءَ  بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ  وَ مَن يَتَوَلهُّم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنهْمْ  إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِى الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ.» پیامبر در عین حال اقدامات اقتصادی بسیاری انجام داد و کوشید تا قواعد اقتصادی اسلامی را در مدینه جاری کند.
تعریف دقیق نسبت دین و دنیا و جایگاه فعالیت اقتصادی در اسلام و نیز مواجهه با انحرافات و برخوردهای سلیقه‏ای با دین در زمان اهل بیت(ع) نیز ادامه یافت و البته کم‏کم شکل‏گیری جدی‏تر جریان دنیاگریز که نوعی رهبانیت را تئوریزه می‏کرد، هم در میان شیعیان و هم در میان اهل تسنن کلید خورد.
روزی علی(ع) در بصره به عيادت علاء بن زياد حارثى كه يكى از يارانش بود رفت که خانه‏ای وسیع داشت. حضرت فرمودند:«با اين خانه وسيع در دنيا چه مى‏كنى و حال آنكه در آخرت به خانه گسترده محتاج‏ترى؟!» امیرالمومنین(ع) ادامه دادند:«آرى! اگر بخواهى به وسيله اين خانه، به منزل وسيع آخرت برسى در اين خانه ميهمانى كن، صله رحم به جاى آور، و حقوقى را كه خداوند بر عهده‏ات گذاشته در جاى خود پرداخت كن، در اين صورت به سبب اين خانه به آخرت دست يافته‏اى.»
علاء عرضه داشت:«يا امير المؤمنين، از برادرم عاصم بن زياد به تو شكايت دارم.» حضرت فرمودند:«چه شكايتى؟» عرضه داشت:«لباسى كهنه پوشيده و دل از دنيا بريده.» حضرت فرمودند:«او را نزد من حاضر كنيد.»
وقتى آمد، فرمودند:«اى دشمنك جان خويش، شيطان پليد تو را به بيراهه كشيده، آيا به زن و فرزند خود رحم نكردى؟! گمان مى‏كنى خداوند چيزهاى پاكيزه را بر تو حلال كرده آن گاه از اينكه از آنها بهره‏مند شوى ناراضى است؟ تو نزد خداوند بى‏مقدارتر از آنى كه با تو اين گونه رفتار نمايد.»
عاصم گفت:«يا امير المؤمنين، تو خود با لباس خشن و غذاى ناگوار زندگى مى‏كنى!» حضرت فرمودند:«واى بر تو! من همانند تو نيستم، زيرا خداوند بر پيشوايان عادل واجب فرموده كه خود را با مردم تهيدست برابر قرار دهند تا تهيدستى بر فقير سنگينى نكند و او را از پاى در نياورد.»
حسن بصری از جمله چهره‏هایی بود که نوعی رهبانیت را پی گرفت؛ کسی که یکی از زهّاد ثمانیه دانسته شده و گفته می‏شود امیرالمومنین(ع) از او با عنوان "سامری امت" یاد کردند. در مجلسی که او در آن بود، کسی حق نداشت از مسائل سیاسی سخنی بگوید. این سخن حسن بصری که "فرزند، بد چيزى است؛ اگر زنده بماند مرا به رنج وا مى‏دارد و اگر بميرد مرا مى‏شكند" را برای امام سجاد(ع) نقل کردند. امام فرمود:«به خدا سوگند دروغ گفته است. فرزند چيز خوبى است، اگر زنده باشد دعاکننده‏ی حاضرى است و اگر بميرد شفاعت كننده پيش افتاده‏اى است.»
نقل است که امیرالمومنین(ع) حسن بصرى را ديدند كه آب زیادی برای وضو مصرف می‏کرد و با وسواس وضو می‏گرفت. حضرت به او گفتند این همه در آب اسراف نکن. حسن بصری گفت:«شما آن‌همه خون ریختی اسراف نکردی، حالا که من اینجا آب می‌ریزم، اسراف کردم؟!»
این حسن بصری است که از او به عنوان یکی از شیعیان یاد می‏شود و روایات مختلفی در مدح اهل بیت(ع) از او نقل شده. کمی در تاریخ جلوتر برویم به شخصیت دیگری به نام سفیان ثوری می‏رسیم که سنی است و در زمان امام صادق(ع) زندگی می‏کند. سفيان می‏گويد:«به حضرت صادق(ع) گفتم: شما روايت مي‏كنيد كه على (ع) لباس خشن مى‏پوشيد، و شما لباس قوهى و مروى (دو پارچه قيمتى منسوب به قهستان و مرو) مى‏پوشيد؟!» حضرت فرمود:«واى بر تو، على(ع) در زمان تنگدستى مردم زندگى مى‏كرد.»
عبد اللَّه بن سنان نیز می‏گويد:«از امام ششم(ع) شنيدم كه در حال طواف مردى جامه‏ام را كشيد، برگشتم ديدم عباد بصرى است. گفت: اى جعفر بن محمد اين چنين لباس (قيمتى) مى‏پوشى، با آن نسبتى كه با على(ع) دارى؟! گفتم: واى بر تو! اين جامه كوهى است كه به يك دينار و خرده‏اى خريده‏ام، و على(ع) در زمانى بود كه مناسب آن زمان همان گونه جامه بود كه مى‏پوشيد، و اگر من در اين زمان چنان لباسى بپوشم، مردم خواهند گفت: اين آدم رياكارى است مثل عباد.»
ریشه‏ی این دنیاگریزی از مسیحیت آغاز می‏شود. با وجود همه‏ی تلاش‏ها اندک اندک رفتارهای فردی در زمان صدر اسلام به شکل‏گیری جریانات صوفی‏مسلکی در طول تاریخ می‏انجامد که بر سر سجاده می‏نشینند و حتی عاشورا نیز در سایه‏ی غفلتشان رقم می‏خورد. در عین حال جریان دنیاپرست نیز در تمام این سال‏ها وجود داشتند و برخی از آنان به هوای گندم ری راهی کربلا شدند.
ائمه اما در این میان این دو جریان می‏کوشیدند تا تعریف درستی از حیات طیبه و زندگی اسلامی ارائه کنند. زندگی‏ای که در آن همه چیز جای خود را دارد. امیرالمومنین(ع) چاه می‏کند و باغ‏ها و نخلستان‏ها را آباد می‏نمود.
رهبر انقلاب در این باب می‏فرمایند:«دو چیز را با هم نباید مخلوط کرد. یکی، تولید ثروت است. کسی فعالیت کند به شکل صحیحی و ثروت تولید کند. یکی، نحوه‌ی تولید و نحوه‌ی استفاده است. بخش اول قضیه، چیز مطلوبی است؛ چون هر ثروتی که در جامعه تولید می‌شود، به معنای ثروتمند شدن مجموع جامعه است... در روایات ما هم هست:"نعم العون الدّنیا علی الأخرة"؛ از این ثروت برای آباد کردن آخرتت استفاده کن. توصیه‌ی دوم:"و لا تنس نصیبک من الدّنیا"؛ سهم خودت را هم فراموش نکن. خود تو هم سهمی داری، نصیبی داری؛ آن را هم ما نمی‌گوییم که استفاده نکن؛ خودت بهره‌‏مند نشو از این ثروت؛ نه، بهره‌‏مند هم بشو؛ مانعی ندارد. سوم: "و أحسن کما أحسن الله إلیک"؛ خدا به تو این ثروت را داده؛ تو هم وسیله‌‏ای شو که بتوانی این ثروت را به دست مردمی که نیازمندند، برسانی. یعنی سهمی از این را به مردم بده. چهارم: "و لا تبغ الفساد فی الأرض"؛ فساد ایجاد نکن. آفت ثروت که باید از آن جلوگیری کرد، ایجاد فساد است. به او نمی‌گویند ثروت جمع نکن، یا از این ثروتی که داری، برای ازدیاد آن استفاده نکن؛ یا آن را به کار تولید و سازندگی و تجارت نزن؛ می‌گویند سوء استفاده نکن؛ از این ثروتت استفاده‌ی خوب بکن، که بهترین استفاده این است که آخرتت را با این آباد کنی. نصیب خودت را هم داشته باش؛ سهم خودت را هم داشته باش. منطق اسلام این است.»
ایشان به تلاش‏های خیرین مدرسه ‏ساز و مانند آنها اشاره می‏کنند و می‏افزایند:«ما با این بد نیستیم. چرا بی‏خود در بیرون منعکس بشود که نظام اسلامی و مسئولان کشور، تا کسی بخواهد یک مقدار پول به دست بیاورد، اخم ‏هاشان را در هم می‌کنند؛ احساس بغض و نفرت نسبت به او می‌کنند. این‌جوری نیست؛ واقعیت این نیست.»
باید در جامعه اسلامی کار ارزش باشد و البته فاصله طبقاتی، اسراف و مانور تجمل ضدارزش. نباید به بهانه‏ی نفی دنیاپرستی به دنیاستیزی و دنیاگریزی روی آورد و زهد را معادل دنیاستیزی گرفت. در دین همه چیز جای خود را دارد. کسانی که مسلمانی را طوری معنا می‏کنند که نسبتی با زندگی و معاش ندارد و نیز کسانی که زندگی را معادل اشرافیت می‏دانند و تمام همّ و غمّ انسان را به جای توجه به ملکوت عالم به خاک معطوف می‏کنند، هر دو راه را به بیراهه سپرده‏اند. در اسلام کار و فعالیت اقتصادی جدی ارزش است و برخورداری متعارف از نعمات الهی، پذیرفته شده. اسلام در عین حال دستورات فراوانی در خصوص خمس و زکات و انفاق و رسیدگی به حال فقرا و یتیمان و... دارد.


٠٠:٤٩ - چهارشنبه ٢٩ مهر ١٣٩٤    /    عدد : ٤٦٠٦٥١    /    تعداد نمایش : ١٨٤


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




تابلو اعلانات

 

 

 

آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 13990
 بازدید امروز : 18
 کل بازدید : 224668
 بازدیدکنندگان آنلاين : 1
 زمان بازدید : 0.60
سوژه هفته
عنوان
اوقات شرعی